بیماری های دستکاه تعادل :

لابیرنتیت :

عفونت گوش داخلی است و معمولاً همراه یا پس از عفونت دستگاه تنفسی مانند سرماخوردگی رخ می‌دهد. گاهی نيز پس از عفونت گوش میانی ایجاد می‌شود. ویروس یا باکتری به گوش داخلی حمله می‌کند و فرد دچار سرگیجه‌ شدیدی شده که چند روز طول می‌کشد و با تهوع و استفراغ همراه است. در اين وضعيت، علاوه بر عدم تعادل، فرد دچار کم شنوایی نیز می‌گردد (هردمن و كلين دانيل ۲۰۱۴ )

نوریت دهلیزی :

اختلال التهابی در بخش دهلیزی عصب هشتم که ناشی از ویروس است و منجر به سرگیجه چرخشی شدید همراه با تهوع، استفراغ، بی ثباتی به هنگام راه رفتن (با تمایل به افتادن به سمت درگیر) و نیستاگموس افقی چرخش در جهت سالم، می گردد. دیرش علائم روزها تا هفته ها پایدار خواهد بود. درمان دارویی این اختلال شامل، درمان علامتی از طریق داروهای ضد سرگیجه و درمان علتی با هدف از بین بردن عامل عفونی است . در صورت باقی ماندن علایم ، اجرای تمرینات توانبخشی دهلیزی برای کمک به جبران مرکزی و بازیابی تعادل پوسچرال توصیه می گردد. نوریت دهلیزی غالباً همراه با عفونت دستگاه تنفسی فوقانی و یا پس از این عفونت رخ می‌دهد. در نوریت، علایم شنوایی وجود ندارد (چان، ۲۰۰۹؛ استراپ و برندت،۲۰۰۸)

tadol1
tadol2

ضربه به سر :

ضربه به سر بسیار شایع است و می‌تواند علائم و بیماری‌های مختلف در دستگاه عصبی ایجاد کند. یکی از این علائم، احساس گیجی است. صدمه به سر، تنها در تصادفات رخ نمی‌دهد بلکه در میان ورزشکاران به وفور وجود دارد. گزارشات نشان می‌دهد، توانبخشی دهلیزی در افراد دچار آسیب به سر، باید مدت طولانی‌تری اجرا شود. ضربه به سر می‌تواند به ساختارهای محیطی و یا مرکزی دهلیزی، گردن و دستگاه عصبی صدمه وارد کند.

 این افراد اغلب از بی ثباتی، گیجی و ناتوانی شدید در راه رفتن رنج می‌برند. شیوع گیجی و عدم تعادل به دنبال ضربه به سر، ۴۰ تا۶۰ درصد گزارش شده و شیوع آن در زنان بالاتر است. از علائم دیگر می‌توان به سبکی سر، سردرد، توهم جابه‌جایی، عدم تعادل، تهوع و استفراغ اشاره کرد که می‌تواند عامل ناتوانی در اجرای فعالیت‌های روزمره باشد. طی هفته اول، شیوع سردرد ۹۰ درصد و طی ماه اول، ۲۵درصد است. بنابراین، اغلب علائم طی هفته اول کاهش می‌یابد اما در صورت طولانی شدن علائم، می‌تواند به اختلالات مقاوم به درمان تبدیل شود (چنگ۱ و همكاران، ۲۰۱۱) این افراد به شدت به ورودی‌های بینایی، برای حفظ تعادل وابسته می‌شوند. سرعت راه رفتن آنها کم وگام هایشان کوتاه است. نوسانات آنها در محور داخلی ـ خارجی بیشتر از حد طبیعی و در محور قدامی ـ خلفی کم‌تر است که در آزمون پوسچروگرافی خودنمایی می‌کند. توانبخشی و توجه به ناتوانی حاصل از صدمات ضربه مغزی ضروری است. ارزیابی‌های بالینی برای ورود به برنامه توانبخشی به شدت آسیب، شکایات پزشکی و سن بیمار وابسته است. اغلب این ارزیابی ها به تغییرات ظریف در تعادل حساس نیستند (كافمن و همكاران،۲۰۰۵) .

سرگیجه وضعیتی خوش خیم :

سرگیجه وضعیتی خوش‌خیم (BPPV)، وقتی ایجاد می‌شود که ذرات کلسیمی خاص (کریستال) اتولیت کنده شده و وارد مجاری نیم دایره‌ای می‌شوندBPPV . به ‌خصوص در افراد مسن و یا افرادی که سابقه‌ ضربه به سر دارند، شایع است. ۵۰ درصد افراد باالی ۶۵ سال که از گیجی و سرگیجه شکایت دارند، دچار BPPV هستند.کریستال‌ها در کانال، نحوه‌ حرکت مایع در کانال را تغییر می‌دهند، پس اطلاعات کاذبی در مورد حرکت سر به مغز می‌فرستند.‌ این مسئله می‌تواند باعث علائم گیجی و سرگیجه با تغییر موقعیت سر‌شود. اکثر افراد دچار BPPV با غلت خوردن در رختخواب، دراز کشیدن، ایستادن، خم شدن و به بالا نگاه کردن، دچار سرگیجه می‌شوند. این علائم اغلب کم‌تر از ۱ دقیقه طول می‌کشد. عدم تعادل به‌ويژه حین راه رفتن دیده می‌شود. برای تشخیص این بیماری، از مانور خاصی تحت عنوان هالپایک استفاده می‌شود. درمان‌های خاصی برای BPPV وجود دارد که عبارتند از: مانور Epley و مانور Semont، و تمرینات برندت ـ داروف .(Brandt-Daroff) تمرین برندت ـ داروف در بیماران دچار سرگیجه همراه با ترس و اضطراب نیز مفید است. تمرینات درمانی BPPV، کیفیت زندگی بیمار را افزایش داده و خطر افتادن و رخداد سرگیجه با حرکت سر را کاهش می‌دهد (هردمن و كلين دانيل، ۲۰۱۴؛ كتز و همكاران، ۲۰۰۹ ) .

tadol3
tadol4

بیماری منییر :

بیماری منییر یا هیدروپس آندولنف زمانی ایجاد می‌شود که، فشار مایعات گوش داخلی افزایش پیدا می‌کند. این مسئله ممکن است به دلیل افزایش ترشح مایعات یا مشکل در باز جذب آن باشد. در این بیماری، سرگیجه‌های حمله‌ای، تهوع و گاهی استفراغ رخ داده و سرگیجه، چند دقیقه تا چند ساعت طول می‌کشد. در اوایل بیماری، فرد تنها در حین حمله، کم شنوایی دارد و در مراحل پیشرفته‌تر، کم‌شنوایی دائمی مي‌گردد. کم‌شنوایی در حین حمله بدتر شده و فرد حس پری گوش و وزوز دارد. آزمون ECochG در تشخیص بیماری نقش مهمی ايفاء مي‌كند.در بیماران منییری یا هر بیماری که دچار نوسان عملکرد دهلیزی است، هدف، تغییر عملکرد دهلیزی بیمار نیست بلکه بیمار باید انتظار گیجی را داشته، آن را پیش‌بینی کند و محیط امنی برای خود بسازد (هردمن و كلين دانيل، ۲۰۱۴ ) .

بیماریهای مرکزی و مغزی :

اختلالات دهلیزی مرکزی کم‌تر متداول هستند و به توانبخشی، چندان پاسخ نمی‌دهند. علائم در اختلالات دهلیزی مرکزی، اغلب دائمی هستند. متداول‌ترین اختلال مرکزی همراه با گیجی، میگرن است. میگرن انواع مختلفی دارد و گاهی حتی بدون سر درد وجود دارد. میگرن دهلیزی، علائمی مشابه بیماری منییر دارد اما فرد به داروهای منییر جواب نمی‌دهد. شیوع میگرن از منییر بیشتر است. اکثر کودکان دچار گیجی، میگرن دارند اما بالاترین سن شیوع آن بین ۳۰ تا ۴۵ سالگی است. برخی از این بیماران گیجی یا سرگیجه، عدم تعادل و حساسیت به حرکت دارند. درمان میگرن هم رفتاری و هم دارویی است. درمان رفتاری شامل آموزش به بیمار برای داشتن الگوی خواب منظم، کاهش استرس، رژیم میگرن اجتناب از شکلات، پنیر و حذف کافئین (مانند قهوه) است. داروهايي مانند آسپرین، استامینوفین، ایبوبروفن و … برای رفع حملات استفاده می‌شوند. پروپرانول، داروهای ضد افسردگی و مسدودکننده‌های کانال کلسیم و …برای جلوگیری از حمالت به‌کار می‌روند.

مالتیپل اسکلروزیس یا ام اس MS، عموماً بین ۲۰ تا ۴۰ سالگی شروع می‌شود. در ۵ درصد افراد، خود را با سرگیجه نشان می‌دهد. ۵۰ درصد افراد، در طول دوره بیماری خود دچار سرگیجه شده و گاهی علائمی مشابه اختلال دهلیزی دیده می‌گردد. فرد علاوه بر گیجی، علائم عصبی دیگر را نیز نشان می‌دهد.

پیش سنکوپ اختلال مرکزی دیگری است و زمانی رخ می‌دهد که خون کافی به دستگاه عصبی نمی‌رسد. علل متداول آن عبارتند از: هایپرونتیلیشن، کاهش فشار خون وقتی فرد ناگهانی می‌ایستد، کاهش خروجی قلبی، اضطراب یا اختلال ترس، کاهش قند خون و سمیت دارویی. گاهی گیجی (بدون سرگیجه واقعی) به دلیل دیابت، کمبود ویتامین B12، تحلیل مخچه، پارکینسون و مواردی از این قبیل رخ می‌دهد.

اشکال در خون‌رسانی شریان گردنی ـ قاعده‌ جمجمه، نیز باعث حمالت سرگیجه می‌شود که اغلب همراه با تهوع و استفراغ است. اغلب، افراد سایر شکایات مرکزی مانند کم‌بینایی، دوبینی، ناگهان افتادن، عدم ثبات، عدم هماهنگی، ضعف اندام‌ها و یا گیجی نیز دارند. درمان در ابتدا با مصرف آسپرین است. درصورتی که بیمار به درمان پاسخ ندهد، متخصصان از درمان‌های قوی‌تر استفاده می‌کنند.

tadol5
tadol6

سندروم بخش جانبی بصل‌النخاع یا سندروم والنبرگ، در اثر انسداد شریان مخچه‌ای خلفی تحتانی ایجاد می‌شود. این اختلال، سرگیجه و انحراف چشم می‌دهد. فرد در درک خط عمود دچار مشکل شده و نیمی از صورت لمس می‌شود. این اختلال روی حنجره اثر گذاشته و حس درد و حرارت کاهش می‌یابد. گاهی علائمی شبیه درگیری دستگاه دهلیزی وجود دارد. سندروم پل‌مغز، در اثر انسداد شریان مخچه‌ای قدامی ـ تحتانی ایجاد می‌شود. این شریان منشاء شریان گوش داخلی است. از علائم این بیماری، سرگیجه، وزوز و کم شنوایی در سمت درگیر، بی‌حسی نیمی از صورت و کاهش حس در نیمی از بدن است. 

سرگیجه صرعی، نادر است و توسط حملات سرگیجه که چند دقیقه طول می‌کشد، نمایان می‌شود. فرد در بلع مشکل داشته و آگاهی خوبی از جهت‌ گیری بدن در فضا ندارد و فراموشی مشاهده می‌شود . اضطراب و ترس از افتادن، نتایج درمان توانبخشی را کاهش می‌دهد (هردمن و كلين دانيل،۲۰۱۴؛ كتز و همكاران،۲۰۰۹ ) .

اختلال دوطرفه دهلیزی :

 متداول‌ترین علل اختلال دهلیزی دوطرفه، مصرف داروهای سمی مانند جنتامایسین است. در این حالت، هر دو گوش داخلی عملکرد خود را از دست می‌دهند. فرد سرگیجه‌ چرخشی ندارد اما ضمن حرکت دادن سر، بینایی تار و فرد دچار بی‌ثباتی می‌شود.

پارگی مجرای نیمدایرهای فوقانی :

 در این اختلال، سوراخ کوچکی در استخوان مجرای نیمدایره‌ای فوقانی وجود دارد. سرگیجه و تاری دید در پاسخ به اصوات بلند یا اعمال فشار در گوش میانی و یا افزایش فشار جمجمه مشاهده می‌شود. فرد ممکن است وزوز، حساسیت به صدای درون بدن و کم شنوایی داشته باشد. این بیماری تنها با اسکن مغز تشخیص داده می‌شود. آزمون VEMP در غربالگری و تشخیص اولیه بیماری مؤثر است (هردمن و كلين دانيل، ۲۰۱۴ ) .

فیستول پری لنف :

در این اختلال، سوراخ یا راه ارتباطی کوچکی میان گوش میانی و داخلی ایجاد شده و امکان دارد، مایعات گوش داخلی به گوش میانی نشت کند. فرد ممکن است پس از ضربه، بلند کردن اشیاء سنگین، مسافرت با هواپیما و عفونت گوش میانی دچار این اختلال گردد. گاهی در اثر دررفتگی استخوانچه‌ رکابی از دریچه‌ بیضی، این وضعیت رخ می‌دهد. در اين وضعيت، فرد از سرگیجه و عدم تعادل همراه با تاری دید شکایت مي‌كند و عموماً به صدای بلند حساسیت دارد (هردمن و كلين دانيل۲۰۱۴ ).

ارتباط تعادل با مسائل روانشناختی :

اختلال دهلیزی و برخی آسیب‌های روانی (به ویژه اضطراب و ترس) معمولاً با هم رخ می‌دهند و این همراهی سال‌ها‌ شناخته شده است. چندین بررسی، همبستگی میان اختلال عملکرد دهلیزی و علائم خاص اضطرابی به ویژه اختلال ترس همراه با آگورافوبیا یا ترس از ارتفاع را نشان داده‌اند. به عبارت دیگر، آسیب تعادل به‌خصوص در بیماران دچار اختلال ترس و آگورافوبیا شایع است. بنابراین، ارتباط عملکردی میان اختلال عملکرد دهلیزی با اختلال ترس و آگورافوبیا وجود دارد.آقای Schilder، روی اهمیت دستگاه دهلیزی در تشخیص نوروزیس و سایکوزیس تأکید می‌کند زیرا دستگاه دهلیزی در تعیین تصویری از بدن (body image) نقش بسزایی دارد.

 از طرفی، اضطراب و افسردگی و اختلال سوماتوفرم در بیماران دچار مشکل تعادلی بسیار شایع است. اختلال سوماتوفرم به‌عنوان یک یا چند شکایت جسمی تعریف می‌شود که در غیاب علت پزشکی قابل شناسایی وجود دارد یا وقتی حضور دارد که، شکایت بیمار با درجه‌ بیماری تناسب ندارد. گزارش می‌شود؛ احساس گیجی یکی از علائم متداول در اختلال ترس است. بیان می‌شود؛ اضطراب متداول‌ترین واکنش منفی به وقایع ناخوشایند زندگی (مانند بیماری‌ ها و اختلالات) است. بیماران دچار اختلال دهلیزی، اغلب ناراحتی حرکت را تجربه می‌کنند، یعنی احساس گیجی، عدم تعادل و یا اضطراب را در شرایط خاص مانند قرارگیری در ارتفاع، حین قایق سواری و در سوپرمارکت، محیط‌های پر از جمعیت و یا ترافیک نشان می‌دهند. علت آن است که در افراد دچار اختلال دهلیزی، تراز مناسب سر روی بدن مختل شده است. اختلال ترس یا آگورافوبیا نیز مانند اختلال دهلیزی، با محدودیت عملکردی و اجتناب از شرایط و محیط‌های خاص همراه است. سرگیجه ارتفاع در افراد با عملکرد دهلیزی هنجار نیز رخ می‌دهد اما عموماً در بیماران دچار اختلال تعادلی برجسته تر می‌باشد. در واقع ترس از ارتفاع، یکی از دو ترس شایع در بیماران دچار اختلال تعادلی است. مطالعات جدید نشان می‌دهند که، سرعت ضربان قلب و پاسخ گالوانیک پوست درست قبل از اغتشاش تعادل در افراد هنجار افزایش می‌یابد که این علائم نشان‌دهنده برانگیختگی و اضطراب است.

tadol7
tadol8

میگرن و سرگیجه میگرنی :

میگرن یک بیماری عروقی است که با سردرد های دوره ای شناخته می‌شود. این سردرد ها اغلب با یک سری علائم عصبی(پیش از شروع سردرد) به نام ” اورا “همراه است.مکانیسم منگی یا سرگیجه ناشی از میگرن هنوز شناخته نشده است. سرگیجه می تواند به عنوان بخشی از اورا یا به صورت جداگانه ایجاد گردد (چاوال و اولشاكر،۲۰۰۶ ) .

سندرم های دهلیزی بالینی مرتبط با میگرن به ۴ دسته تقسیم می شوند: میگرن شریان بازیالر که علاوه بر سرگیجه همراه با وزوز، کم شنوایی و آتاکسی است. سرگیجه میگرنی حمله ای خوش خیم که مربوط به سرگیجه در دوران کودکی است، حمالت سرگیجه در این کودکان دیرش حدود ۳۰ ثانیه تا ۲۰ دقیقه دارند و ممکن است با تهوع و استفراغ همراه باشد. این علائم معمولاً با رسیدن به دوران نوجوانی فروکش می کنند و یا به سردردهای میگرنی تبدیل می شوند. و سرگیجه دهلیزی که چند دقیقه تا چند روز ادامه دارد (چان، ۲۰۰۹) برخی از انواع میگرن دهلیزی، میگرن حساس به تغییرات هورمونی است، که نمونه شایع آن سردردها و گیجی‌های دوران “حین یائسگی” است. Badaracco و همکارانش (۲۰۱۰)، به بررسی دلایل منگی در دوران یائسگی پرداختند و دریافتند که، دوره “یائسگی” با دوره “پس از یائسگی” به لحاظ فیزیولوژیک کاملاً متفاوت است و معمولاً از اواخر ۴۰ سالگی آغاز می شود و به طور میانگین ۸/۴ تا ۵/۵ سال طول می کشد (پارك و ويري،۲۰۰۹ ).

سرگیجه گردنی :

شواهد آناتومیک و فیزیولوژیک متعدد، ارتباط میان اختلالات گردنی و گیجی را تأیید کرده‌اند. بین اطلاعات دهلیزی و حس عمقی گردنی در طول نخاع، ساقه مغز، قشر مغز و مخچه؛ همگرایی وجود دارد. سیگنال های حس عمقی گردنی به ویژه سیگنال‌های حاصل از مهره های ۲ و ۳ در ایجاد رفلکس های گردنی نقش دارند. مطالعات نشان داده است که، تحریک سیستم دهلیزی با چرخش کل بدن و یا جابه‌جایی بدن درحالی‌که سر ثابت است، منجر به ایجاد فعالیت عصبی در هسته‌های دهلیزی می‌گردد. بنابراین، حس عمقی گردن در کنترل پوسچرال و عملکرد دهلیزی مؤثر است.

عدم تعادل، سبکی سر، دردگردنی، آتاکسی، بی ثباتی و محدودیت در حرکات گردنی می‌تواند متخصص را به گردنی بودن منشاء گیجی مشکوک کند. البته بیماری های دیگری نیز وجود دارند که علائمی مشابه ایجاد می‌کنند مانند آتاکسی مخچه و نخاع، افت دهلیزی دوطرفه، افت دهلیزی یکطرفه مزمن و . BPPV درحقیقت، هیچ آزمون بالینی نمی‌تواند به صراحت اختلال در مهره های گردنی را به عنوان علت علائم تأیید کند. با این حال، اجرای ارزیابی های جامع بالینی، آزمون های دهلیزی و بررسی های رادیولوژیک جهت کنار گذاشتن دلایل اتولوژیک و نورولوژیک ضروری است. انواع ارزیابی ها روی نواحی فوقانی گردن شامل ارزیابی محدوده جابه‌جایی‌های فعال و غیر فعال گردن، بررسی بی ثباتی مهره‌ های بالای گردن، ارزیابی نورولوژیک قدرت، حس و رفلکس های اندام های فوقانی و لمس ساختمان عضلانی مهره های گردنی باید اجرا شود (ريد و همكاران،۲۰۰۸ ).

tadol9