تعادل امر پیچیده‌ای است و تا زمانی‌که دچار عدم تعادل نشویم، نسبت به آن آگاهی نداریم. سه دستگاه بینایی، دهلیزی گوش داخلی و حس پیکری با هم کار کرده و مغز، اطلاعات رسیده از این دستگاه‌ها را تلفیق می‌کند و بر مبنای آن، واکنش‌های تعادلی شکل می‌گیرد. اگر هر یک از این دستگاه‌ها یا خود دستگاه مغزی دچار آسیب باشد، حس تعادل به‌ هم می‌خورد. هدف اکثر تمرینات توانبخشی، حفظ ثبات دید در طول حرکات سر و بدن، بهبود ثبات استقرار بدن در تناقضات حسی و شرایط سخت (مانند حرکت سطح اتکا، سطح اتکای نرم و عدم وجود بینایی) و تقویت تعادل ایستا و پویای بدن است.

مغز انسان توانایی ترمیمی فوق العاده‌ای دارد. شاهد آن افرادی هستند که پس از آسیب مغزی قادر به حرکت کردن و یا حرف زدن نیستند اما پس از مدتی تمرین، مجدد توانایی خود را تا حد زیادی به‌دست می‌آورند. در مورد تعادل نیز همین طور است؛ اکثر افرادی که اختلال تعادلی پیدا مي‌ کنند، تحرک خود را کاهش داده و سعی می‌کنند از حرکات یا موقعیت‌هایی که تعادلشان را بر هم می زند، اجتناب نمايند. این کار غلط است زیرا مغز باید پیام خطا دریافت کند تا بتواند خود را اصلاح کرده و آسیب حس‌های دیگر را جبران نمايد. برای این کار لازم است انواع حرکات در بدن اجرا شود، به‌خصوص حرکاتی که تعادل فرد را دچار مشکل می‌کنند، تا مغز به مشکل پی‌برده و آن را اصلاح نمايد.

افرادی ‌که مشکل تعادل و سرگیجه دارند، مجموعه‌ای تمرین دریافت می‌کنند که نیاز دارد از دستگاه بینایی، ضمن حرکت سر و بدن، استفاده نمايند. این تمرینات باعث تغییراتی در اتصالات مرکزی شده تا مشکل دهلیزی را جبران کند. فرد در این تمرینات محدودیت‌های خود را می‌شناسد و می‌تواند کنترل بیشتری بر حرکاتش داشته باشد (كتز و همكاران،۲۰۰۹ )

titles_vestibular_rehab_off1
7_img_8

چه زمانی توانبخشی مفیدتر خواهد بود؟

افراد مختلف از جهت جبران آسیب تعادلی تفاوت دارند. به‌طور کلی، جبران در افراد جوان بهتر صورت می‌گیرد و هرچه فرد زودتر شروع به تمرین توانبخشی کند، اثر بهتری به‌دست می‌آید. جبران به سلامت دستگاه مغزی وابسته است، پس هرچه دستگاه عصبی فعال ‌تر و سالم ‌تر باشد، اثر توانبخشی بهتر و سریع‌ تر ظاهر می‌شود.

لازم است تمرینات ورزشی را مرتب انجام داده و داروهای آرامبخش خود را با مشاوره‌ پزشک کاهش داده یا قطع کنند. داروهای آرامبخش و خواب‌آور، از توانایی مغز برای جبران صدمات می‌کاهد.

هر چه فرد تمرین‌های توانبخشی را بیشتر و سریع‌تر انجام دهد، بهبودی بیشتری پیدا می‌کند. اجتناب از حرکاتی که در فرد گیجی ایجاد می‌کند کمک کننده نخواهد بود و بهبودی فرد را با تأخیر بیشتری همراه می‌نمايد. تمرینات در ابتدا فرد را کمی دچار سرگیجه و گیجی می‌کنند. اگر احساس سرگیجه و گیجی بسیار شدید بود، می‌توانند تمرین را متوقف و استراحت کنند و بار دیگر با سرعت کم‌ تر تمرین را انجام دهند. هرچه فعال‌ تر باشند، زودتر بهبود پیدا خواهند كرد.

فقط در صورتی تمرین جدید را آغاز کنند که تمرین قبلی را بدون این‌که دچار مشکل و گیجی شوند، با سرعت و به خوبی انجام داده باشند. وقتی‌که هر تمرین را حداقل ۱ دقیقه بی‌وقفه بتوانند اجرا کنند، تمرین مؤثر خواهد بود.

تمرینات راحت، به پیشرفت و بهبود فرد کمکی نمی‌کنند. تمرینات باید دستگاه تعادلی فرد را به زحمت بیندازند. پس از ۱ دقیقه تمرین، ۱ دقیقه استراحت کنند. کل تمرین‌ها را ۳ بار در روز تکرار نمايند و زمانی‌که توانستند به خوبی این تمرینات را در داخل خانه اجرا کنند، سعی نمايند تا در محیط خارج از منزل نيز آنها را انجام دهند. اگر حرکات خاصی برای فرد دشوار است که در تمرینات مطرح نشده، آنها را نیز تمرین کنند.

در ابتدا ممکن است با انجام تمرین‌ها احساس گیجی و مقداری خستگی و سردرد پیدا کنند اما این حس زود از بین می‌رود. این علایم در واقع نشان دهنده آن است كه، تمرینات دارند خوب کار می‌کنند و مناسب هستند. اگر گیجی و ناراحتی بسیار شدید و نامطبوع بود، می‌توانند تعداد تمرینات و سرعت آنها را کم نمايند (كتز و همكاران،۲۰۰۸) .

image003
cardinal_directions_of_gaze1318800261954

چه کسانی از توانبخشی سود نمی‌برند؟

افرادی‌که مشکل دهلیزی ندارند و علت گیجی آنها خارج از دستگاه دهلیزی است، عمدتاً از توانبخشی دهلیزی سود نمی‌برند، مانند افراد دچار مشکل فشار خون، میگرن و حملات اسکیمی گذرا. در اختلالاتی چون مشکلات مخچه‌ای، اختلال عقده‌های قاعده‌ای مانند پارکینسون و یا عدم تحمل حرکت؛ شاید اثر توانبخشی دهلیزی چندان زیاد نباشد . اشخاصي‌ که مشکلات نوسانی دارند مانند بیماری منییر، از توانبخشی سود نمی‌برند زیرا وضعیت گوش آنها ثابت نیست و دستگاه عصبی در جبران اختلال، مشکل دارد. افرادی که مشکل مغزی به خصوص در مخچه دارند، نمی‌توانند مشکل دهلیزی خود را جبران کنند زیرا مرکز ایجاد جبران، خود دچار مشکل است (كتز و همكاران،۲۰۰۸) .

تقسیم بندی کلی تمرین‌های توانبخشی تعادلی

تمرینات وابستگی بینایی:

گاهی برخی بیماران وابستگی نامناسبی به ورودی بینایی دارند اما در برخی شرایط بهتر است از ورودی‌های حس پیکری یا دهلیزی استفاده کنند زيرا ورودی بینایی گمراه کننده است. در آزمون پوسچروگرافی، وابستگی بینایی تظاهر پیدا می‌کند. استفاده از تحریک قوی اپتوکنیتیک، به کاهش وابستگی بینایی کمک می‌کند. استفاده از زمینه‌های شلوغ مانند نگاه کردن به تابلوهای نقاشی شلوغ و یا صفحه‌ شطرنج، به تحریک دستگاه بینایی کمک می‌کند.

تمرینات وابستگی حس پیکری:

بیمار باید آموزش ببیند در شرایطی که حس پیکری اطلاعات مناسبی نمی‌دهد یا غیرمعتبر است، به اطلاعات حس پیکری وابسته نباشد. برخی از انواع بیماري‌های حرکت (مانند گیجی در اتومبیل)، به دلیل وابستگی بیش از حد به ورودی حس عمقی رخ می‌دهد. ورودی حس پیکری را می‌توان با استفاده از ایستادن و راه رفتن روی تخته‌های شیب‌دار، تشک‌های ابری و یا راه رفتن روی شن، دچار اعوجاج کرد. می‌توان این تمرین‌ها را با چشم باز یا بسته اجرا نمود. انجام این کارها مغز را مجبور می‌کند بیشتر از ورودی‌های دهلیزی یا بینایی استفاده نمايد.

Balance_beam
DSCF1997cr200W

تمرینات تعادل پویا:

این تمرینات شامل حرکت کردن و حفظ تعادل به شکل همزمان است. فعالیت‌ها معمولاً شامل ایستادن در حالی‌که پنجه ‌یک پا در پشت پاشنه‌ پای دیگر قرار دارد، راه رفتن با حرکت سر به راست و چپ و ترکیب این حرکات با چشم بسته یا روی سطح نرم است. پیاده‌روی بسیار مفید مي‌باشد. تمرینات تعادل پویا تقریباً برای تمام اختالالت دهلیزی مناسب است.

تمرینات خوگیری:

فرد خود را مکرراً در معرض یک حرکت قرار می‌دهد تا به آن عادت کند. فرد باید حرکاتی را که در او عارضه ایجاد می‌نمايد، شناسایی کرده و بارها آن را تکرار کند. این کار زمان می‌برد و همیشه تحمل حرکت راحت نیست (هردمن و كلين دانيل،۲۰۱۴) .

منبع : سرگیجه و دستگاه دهلیزی از تشخیص تا درمان , فرزانه ضمیری عبداللهی , فصل نامه نواندیش سبز سال نهم شماره ۳۳